وبسایت داری؟ پیجمو فالو کن!
ساخت وبلاگ ویژه با درج لینک
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
میخوای از اخبار سئو و گوگل عقب نمونی؟ تلگرام منو فالو کن
جامهی نازک خیالی
بدون چتر حس کن باد و باران بهاری را
به رگبار گلاب افشانه زن گیسوی جاری را
نظر بر سینه های بیقرار افکن به پروازی
پی جفت قناری جورهی باز شکاری را 1
رها در باد و باران گیسوانت باد و دنبالت
پرستوها شبانگاهان شبانِ بی قراری را
به تن چسپیده بادا جامه نازک خیالی ها
که در باران رنگی در کشم سیب و اناری را
صدای پای نازت را به پیش مسجدی بگذار
که لکنت زیر پا گیرد زبان هرچه قاری را
مرا کی با نه گفتن های پی در پی کنی خاموش
که با لبها به لبهایت گذارم مهرِ آری را
پنج شنبه 16 مه 2013 - 26 اردیبهشت1392
اوپسالا سویدن
1.جوره: جفت
مرگ ابن السلام
روز تدفین بید مجنون بود لیلی از راه دورآمده بود
دست ابن السلام در دستش تا لب تنگ گور آمده بود
از پس دیر سالها دوری لیلی باغ هایانگوری
با سپید و بنفش شیپوری در پی نفخ صور آمده بود
هر دو گل را دو صحبدم بویید، نفس سبزرا به صور دمید
دف زنان مرده از کفن برخاست محشر عشق و شور آمده بود
قلب ابن السلام بند افتاد از لب لیلی آب قند افتاد
مُرد ابن السلام و محشر شد، بید بد در تنور آمده بود...
دست مجنون به گردن لیلی دست لیلی به گردنمجنون
از تماشای لیلی و مجنون رشک در چشم حور آمده بود
صبح بود و سماع محشر بود دامن لیلی ازعرق تر بود
جای ابن السلام ، مجنون مست ،در سماع حضور آمده بود
جمعه 17 مه2013 - 27 اردیبهشت 1392
اوپسالا سویدن
ساخت وبلاگ ویژه
ساخت وبلاگ ویژه
وبسایت داری؟ پیجمو فالو کن!
سایت داری؟ میخوای از اخبار سئو و گوگل عقب نمونی؟ تلگرام منو فالو کن
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده