تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» سرچیلی

ان سالها ، همان وقت ها که همه ی خانه هاتلویزیونها  سیاه سفید بود ، دایی ام یکتلویزیون رنگی 24 اینچ خریده بود ، هر دو عجله داشتیم که زودتر سر همش کنیم و ازدیدن یک بازی فوتبال ان هم بصورتی که بتوانیم پیراهن های بازی کنان را از هم تشخیصدهیم ، لذت کافی را ببریم .

ان موقع شب ، درب خانه به صدا در امد ، مهمانبود ، نه نه حسن ، همراه با شوهر و بچه هایش ، مادرزن  دایی ام بود ، نه نه حسن با لبخندی به پهنایصورت وارد شد از درب کنار نرفته بچه ها ریختند داخل ، شلوغ شد ، همهمه شد و بعد نهنه حسن بلند بلند گفت مبارک است مبارک است ، از زیر چادر رنگی اش یک پلاستیک پر ازشکلات در اورد ، گفت امده ایم تلویزیونتان را سرچیلی کنیم .

تلویزیون را تازه گذاشته بودیم گوشه اتاق ، هنوزخاموش بود که شکلات های نه نه حسن همچون بارانی از تگرگ باریدن گرفت ، ان هم رویتلویزیون ، بچه ها برای جمع کردن سهمشان حمله کردند یکی این سو دیگری ان سو ، بهاین لشکر شکلات جمع کن ، دخترهای دایی هم اضافه شدند ، صورت دایی ام سرخ شده بود ،بعدها گفت : ان موقع کار تلویزیون رنگی اش را تمام شده به حساب می اورده ،  اما من که حس می کردم اتفاقی بد در شرف افتادناست  فورا جلو رفتم و تلویزیون را تا پایانحمله ی بچه ها نگاه داشتم .

هیچ شکلاتی به من نرسیده ، اما موفق شدم که خیالدایی را راحت کنم . " سرچیلی " یا " سچیلی" رسمی قدیمی ست میانهزاره ها ، برای نکوداشت چیزی یا کسی ، برای مهمانی عزیز ، مانند عروس تازه بهمنزل امده ، با کربلایی که از سفر پر مخاطره و زیارتی اش بازگشته یا برای حاجی یانه برای ختنه سوران ، مشت مشت شکلات گاهی با مخلوطی از سکه و نقل ، می ریزند رویسر.

رسمی ست زیبا ، و معنایش این است که انچیز کهشما خریده اید مبارک است ، ما هم خوشحالیم و هیچ بخل و حسدی نسبت به ان نداریم ،

برای سه ماه بود در تهران زندگی می کردم ، حس میکردم تهران شهری ست که مهاجر ها اصالت شان را بیشتر حفظ کرده اند . تهران را دوستنداشتم و هنوز هم  ندارم ، احساس می کردم  انجا هر روز صبح تا غروب با توهین و متلک و حرفهای نژاد پرستانه اعصاب و روحیه ات را له می کنند ، شخصیتی برایت نمی ماند ، برایهمین است که جامعه مهاجر در انجا با ساکنین شهر مخلوط نشده است ، نوعی دژ نا پیدامیان انهاست ، که این سویش رسم و رسومات و فرهنگ افغانی ست و ان سویش دنیایدیگریست .

جامعه مهاجر در دیگر شهرها بجز مشهد گروه هایی هستندمنزوی از اجتماع ، گویی هم مهاجر و هم ساکنین انجا  نمی خواهند یا نمی توانند وارد اجتماع یکدیگرشوند.


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ حقوقی   |   مودم اینترنت   |   Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله