تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» بهشت زیر پای مادران است ...

در پیاده رو خیابون بودند؛ همین طور که گوشه ی چادر مادرش را گرفته بود و می دوید و بالا و پایین می پرید؛ ناگهان پایش سر پل پیچ خورد و زمین خورد؛ مادر سریع نشست و گفت مادر فدات بشه؛ چیزیت نشده و صورتش را بوس کرد و از روی زمین بلندش کرد و یک بار دیگه سرش را بوسید ...
سالهای بعد در همان خیابان و پیاده رو اما مادر آهسته حرکت می کرد و پسر تند؛ ناگهان مادر بر سر همان پل زمین خورد؛ پسر با تندی گفت معلومه حواست کجاست! پاشو، پاشو بریم دیر شد ...
-----------------------
در عجبم از این روزگار


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   Telegram SMM Panel   |   مودم اینترنت   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله